![]() |
![]() |
|
| ShoOt Me Again, I ain't Dead yet |
|
در راهی طویل و غریب در شرق اوماها به صدای موتور گوش می دهی همچون داستانی بلند ناله می کند به زن یا دختری می اندیشی که شب قبل می شناختیشان افکارت به سرعت منحرف می شود
چرا؟ به خاطر کاری که انجام می دهند؟ وقتی 16 ساعت در حال رانندگی هستی دیگر کاری نمی ماند تا انجام دهی احساسی همچون حس سفر نداری تنها آرزو می کنی این سفر پایان یافته باشد اما نه!!! اینجا هستم درست روی جاده اینجا هستم درست روی صحنه می روم تا دوباره نقش یک ستاره را ایفا کنم می روم تا برگی دیگر را ورق زنم داخل رستورانی می شوی از جاده بریده, احساس می کنی چشم ها نظاره گر تو اند احساس لرزیدن همچون سرما تظاهر می کنی آزارت نمی دهد اما تنها می خواهی از درون نابود شوی گاهی اوقات صحبت هایشان را می شنوی گاهی هم نه!!! هر آنچه می اندیشی این است او مرد است؟ یا تنها نقش یک مرد را بر دوش می کشد؟ سپس خود را بازنده میابی بازنده ای که توان مقاومت ندارد اما اینجا هستم درست روی جاده اینجا هستم درست روی صحنه می روم تا دوباره نقش یک ستاره را ایفا کنم می روم تا برگی دیگر را ورق زنم بیرون می روی درست زیر نورافکن ها کیلومترها دور شده ای تلاش می کنی هر اونس انرژی ات را تلف کنی عرق می ریزی هچون زمان اجرای آهنگ مدتی بعد نیمه شب که بیدار در بالینت به خواب رفته ای اکوی آمپلی فایرها در گوشت زنگ می زند آخرین سیگار را روشن وبه یاد می آوری حرفهای دل او را اما اینجا هستم درست روی جاده اینجا هستم درست روی صحنه می روم تا دوباره نقش یک ستاره را ایفا کنم آمدم تا برگی دیگر را ورق زنم کجا هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟ به کجا آمدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به کجا می روم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟............................................................................؟؟
|
|
+ نوشته شده در
86/09/28ساعت 14:46 توسط سینا |
|
|
میان گیره هایی که بیرون و درون جهان را به هم منگنه کرده است سخت مهر و موم شده ام در وهم درست در خانه. ترس از تنگنا تنگ تر و تنگ تر و من مصیبت بار نه اما دوباره. من سراسر آلوده آغشته به بنزین می پوشم تو را همچون زنگ زدگی آهن اما همچنان ناپسند بگیر مرا در فتنه های پست خود زمانی برای از دست دادن از آنم نیست تنها درمیان حیوانات گیر افتاده ام ریسمان ها را نازک تر کن اشکال را درهم شکن نفس خود را حبس کن و گوش فرا ده یک کرم بودم قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم باشد به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم پاره پاره گشته ام در گودالی ته نشین شده در آلودگی همچون بخیه تو را به تن می کنم من آسیب دیده. به بی احتیا طی هایت که هچون گردبادی شده توجه ای مضاعف کن من دیگر شانسی برای برد ندارم در مجادلات اسیر گشته ام گیر افتاده در بلا گیر افتاده ای ناخواسته فقط نفس خو را حبس کن و به من گوش فرا ده من یک کرم بودم قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم باشد به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم فرجام من معنا و مفهوم مرا توجیه می کند هر آنچه انجام می دهم تاخیر را در پی دارد تنها برای توجیه تلاش می کنم پایان راه است و اهداف من معنا و مفهوم مرا توجیه می کنند هر آنچه انجام می دهم تاخیر را در پی دارد تنها برای توجیه تلاش می کنم پایان راه است یک کرم خزنده بودم درست قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بیش نبودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم شود به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه از یاد ببرم........................................
|
|
+ نوشته شده در
86/09/23ساعت 13:0 توسط سینا |
|
|
دردی در وجودم با چشمانی نیمه باز به خواب رفته است و آن دم بر می خیزد که تو می روی اگرچه برای از یاد بردنش در تلاشم اما همچنان با من می ماند. رهایم می کند, تنها زمانی که تو کنارم هستی می دانی؟ هرزمان که تو نزدیکی, دیگران را دور می انگارم می توانی؟ می توانی با آمدنت دیگران را محو سازی تا فقط ما بمانیم من و تو پس روی پاهایم می ایستم و به اطراف می نگرم پریشان از اصوات, اصوات هر آن کس که می بینم. در میان چهره ها به جستجو می پردازم بدون حتی نشانه ای تنها به دنبال کسی هستم که بدان نیاز دارم می دانی؟ هرزمان که تو نزدیکی, دیگران را دور می انگارم می توانی؟ می توانی با آمدنت دیگران را محو سازی تا فقط ما بمانیم من و تو می توانی آن ها را محو سازی ؟؟؟؟ پس محوشان کن !! دردی در وجودم با چشمانی نیمه باز به خواب رفته است و آن دم بر می خیزد که تو می روی در میان چهره ها به جستجو می پردازم بدون حتی نشانه ای تنها به دنبال کسی هستم که بدان نیاز دارم می دانی؟ هرزمان که تو نزدیکی دیگران را دور می انگارم پس بیا بیا و محوشان کن بیا تا با آمدنت دیگران محو شوند........................................ بیا.............
|
|
+ نوشته شده در
86/09/17ساعت 21:55 توسط سینا |
|
|
از آنچه تو می خواهی باشم خسته ام احساس کفر و بی ایمانی, گم شدن در ورای سطح نمی دانم از جانم چه می خواهی اگر پا جای پای تو بگذارم در فشار زندگی له خواهم شد گیر افتاده در گرداب, چونان اسیر یک موج. هر گام که بر می دارم, از جانب تو اشتباهی دیگر قلمداد می شود می خواهم آنقدر کرخ شوم, که حتی وجود تو را هم آنجا حس نکنم بسیار خسته ام بسیار بیشتر از آنکه تصور کنی یعنی اینگونه می شوم, اگر سعی کنم بیشتر شبیه تو باشم تا شبیه خودم. قدرت نفس کشیدن را نمی توانی از من بگیری با سرسختی مقاومت می کنم می ترسم کنترل خود را از دست بدهم چون بودن آنگونه که تو می پنداری, یعنی فروپاشیدن زیر پاهای تو. گیر افتاده در گرداب, چونان اسیر یک موج. هر گام که بر می دارم, از جانب تو اشتباهی دیگر قلمداد می شود گیر افتاده در گرداب, چونان اسیر یک موج. آنقدر که ثانیه از دست می دهم, چیزی به چنگ نمی آورم حتی می دانم تو هم درست مثل منی, و می دانم کسی هم تو را ناکام گذاشته بود کسی هم تو را نا امید کرده بود کسی.......................................... می خواهم آنقدر کرخ شوم, که حتی وجود تو را هم آنجا حس نکنم بسیار خسته ام بسیار بیشتر از آنکه تصور کنی می خواهم آنقدر کرخ شوم که وجود تو را حس نکنم
|
|
+ نوشته شده در
86/09/12ساعت 21:41 توسط سینا |
|
|
I have a problem that I cannot explain, I know, how I feel when I'm around you, |
|
+ نوشته شده در
86/09/11ساعت 10:44 توسط سینا |
|
|
من فرد کاملی نیستم چیزهای زیادی وجود دارد چیزهایی که آرزو می کنم ای کاش انجامشان می دادم. اما همچنان به آموختن ادامه می دهم منظورم این نیست ، آن کارها را برای تو انجام بدهم پس باید بگویم قبل از رفتنم, بگویم تا بدانی دلیلی برای خود یافته ام تا تغییر دهم آنچه را که عادت به بودنش داشتم دلیلی برای شروع دوباره و آن دلیل تو هستی متاسفم که به تو ضربه می زنم این چیزیست که هر روز به زیستن با آن ادامه می دهم آرزو می کنم ای کاش می توانستم دور بریزم دردهایی را که بواسطه ی با تو بودن متحمل شدم و تنها کسی باشم که از آن خود می کند ، اشک های تو را پس به تو احتیاج دارم تا مرا بشنوی من فرد کاملی نیستم دیگر قصدم این نیست کارهایی را که در حسرتشان باقی ماندم, برای تو انجام دهم پس باید بگویم قبل از رفتنم, بگویم تا بدانی دلیلی برای خود یافته ام تا تغییر دهم آنچه را که عادت به بودنش داشتم دلیلی برای شروع دوباره و آن دلیل تو هستی تو هستی تو............................ تو......................................... دلیلی برای خود یافته ام تا نشان دهم قسمتی از خود را که تو نمی شناختیش دلیلی برای هر آنچه انجام داده ام و آن دلیل تو هستی تو هستی تو................ تو........................ تو.............................. آن دلیل تو هستی. |
|
+ نوشته شده در
86/09/03ساعت 17:24 توسط سینا |
|
|
First Paint lq-30na@yahoo.com Paint Boxes |
| Lyrics Of X-Ecutioner |
One minute you're on top
The next you're not Watch it drop Making your heart stop Just before you hit the floor One minute you're on top The next you're not Missed your shot Making your heart stop You think you won. and then its all gone |
| Unknown Meanings |
|
chuck schuldiner Syd Barrett دستهای بلند شده رو به آسمان Archive |
| PAST LyRiCs |
|
آذر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| METAL Bands Lyrics |
|
KhAk Anathema Metallica Evanescence System Of A Down Linkin Park Children Of Bodom SlipKnot P.O.D KoRn Ill Nino LoStProPhets MuDvayne HoobasTank ThRee Days Grace PinK FloYD KiOsK |
|
RSS
|