تبليغاتX
Unknown PAIN
ShoOt Me Again, I ain't Dead yet
 

 

از کجا باید می دانست

طلوع این نور جدید

برای همیشه زندگیش را

تغییر خواهد داد..؟؟

 

قایق را به آب انداخت

اما درخشش نوری واهی

او را از مسیر اصلی منحرف کرد..

 

آیا این بی دقتی در انتخاب

او را زجر خواهد داد ...؟؟

می ترسید

مدام از این احساس می ترسید

اما تنها راه باقی مانده

رفتن بود

 

رفتن و رفتن

به پارو زدن ادامه داد

 

با خود گفت

گم شدن معنایی ندارد

وقتی جایی برای رفتن نمانده

 

دریا را جستجو می کرد

به دنبال نور طلایی

اما سرد و سردتر می شد

می گفت

گم شدن معنایی ندارد

در رویایی که 

اینگونه برایم لمس پذیر است

 

چگونه می توانم تو را مقصر بدانم

وقتی ناتوانم

در بخشیدن خود

 

روزهایش روی آب شناور بود

در میان مهی غلیظ و خفه کننده

زندگی بیرون از این جهنم

برایش مجهول بود

و درون آن

اعتیاد آور

 

آب کم عمق تر می شد

تا اینکه به گل نشست

و با قایقش پایین رفت

 

قایق را ترک گفت

و در سایه ها ناپدید شد

 

همه رفته بودند

 

مرا ببخش

یا نه؟؟

نمی دانم

مرا ببخش

من نمی توانم خود را ببخشم

 

گم شدن معنایی ندارد

وقتی جایی برای رفتن نمانده...............................................!!!

 

 

+ نوشته شده در  87/06/31ساعت 0:2  توسط سینا | 
 
JavaScript Codes Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

32132