![]() |
![]() |
|
| ShoOt Me Again, I ain't Dead yet |
|
میان گیره هایی که بیرون و درون جهان را به هم منگنه کرده است سخت مهر و موم شده ام در وهم درست در خانه. ترس از تنگنا تنگ تر و تنگ تر و من مصیبت بار نه اما دوباره. من سراسر آلوده آغشته به بنزین می پوشم تو را همچون زنگ زدگی آهن اما همچنان ناپسند بگیر مرا در فتنه های پست خود زمانی برای از دست دادن از آنم نیست تنها درمیان حیوانات گیر افتاده ام ریسمان ها را نازک تر کن اشکال را درهم شکن نفس خود را حبس کن و گوش فرا ده یک کرم بودم قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم باشد به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم پاره پاره گشته ام در گودالی ته نشین شده در آلودگی همچون بخیه تو را به تن می کنم من آسیب دیده. به بی احتیا طی هایت که هچون گردبادی شده توجه ای مضاعف کن من دیگر شانسی برای برد ندارم در مجادلات اسیر گشته ام گیر افتاده در بلا گیر افتاده ای ناخواسته فقط نفس خو را حبس کن و به من گوش فرا ده من یک کرم بودم قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم باشد به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم فرجام من معنا و مفهوم مرا توجیه می کند هر آنچه انجام می دهم تاخیر را در پی دارد تنها برای توجیه تلاش می کنم پایان راه است و اهداف من معنا و مفهوم مرا توجیه می کنند هر آنچه انجام می دهم تاخیر را در پی دارد تنها برای توجیه تلاش می کنم پایان راه است یک کرم خزنده بودم درست قبل از آنکه یک انسان شوم مخلوقی بیش نبودم قبل از آنکه توانایی ایستادن روی پایاهم از آنم شود به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه این را از یاد ببرم به خاطر خواهم آورد قبل از آنکه از یاد ببرم قبل از آنکه از یاد ببرم........................................
|
|
+ نوشته شده در
86/09/23ساعت 13:0 توسط سینا |
|
|
او وانمود می کند در جریان تمام مرگ و میر های اخیر بوده بسیار شکننده همچنان گمراه به دیدن این حوادث ادامه می دهد آب و هوایی که دست هایش شقیقه او و سینه ی مرا می فشارند شب هنگام وارد می شوند تا بگویند او به خانه باز می گردد برای همیشه او تنها کسی است که مرا غمگین می سازد او همه چیز است و بیشتر از اینها داروی خواب آور قوی گلی که با پول شسته شده او برای من حکم خانه را دارد مضطرب می شوم و گمراه وقتی می بینمش این حس بدتر و بدتر می شود اما این اضطراب گیجم می کند هم اکنون یا هیچ وقت او به خانه باز می گردد برای همیشه او تنها کسی است که مرا غمگین می سازد سخت است بگویم چه چیز توجه ام را جلب کرده ثابت و دیوانه وار کششی بی امان اسمم را بر صورتم حک کن تا شناخته شوم همچون تقلیدی فرومون گونه از وحشت اما اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند من یک برده ام من یک اربابم مانعی نیست کسی نیست که این کار را انجام دهد در بین احتیاجاتم زندگی می کنم در واقع خود را مجبور کرده ام که زندگی ام این چنین باشد او چیزی در وجود من است چیزی که حقیر می شمارمش اما اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد اجازه نخواهم داد در من رشد کند او واقعی نیست نمی توانم به او معنا ببخشم او واقعی نیست نمی توانم به او معنا ببخشم او واقعی نیست واقعی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمی توانم؟؟ نمی توانم به او معنا ببخشم!!؟؟
|
|
+ نوشته شده در
86/05/15ساعت 18:15 توسط سینا |
|
|
به نظر می رسید تمام وجودم را احاطه کرده شرمساری را در وجودم پروراند شکنجه و درد به درونم رخنه کرد و مرا احاطه کرد می بایست برای بدست آوردن او انجام هر کاری را می پذیرفتم برای داشتن او فقط برای خودم اکنون نمی دانم چه باید انجام دهم چه باید انجام دهم در حالی که او مرا عاقل می سازد او برای من همه چیز است رویایی بدون هیچ عمل متقابل(یکطرفه) ترانه ای که هیچ کس نمی خواند دست نیافتنی او افسانه ایست که می بایست باورش کنم آنچه برای حقیقت بخشیدن به این حس نیاز دارم دلیلی دیگر است چه باید انجام دهم در حالی که او مرا غمگین می سازد اما اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند چیزی راه گلویم را بست , راه تنفسم را, تکه تکه اش کرد نه نمی خواهم اینگونه باشم اما اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اجازه نخواهم داد در من رشد کند اما گویی او واقعی نیست نمی توانم به او معنا ببخشم او واقعی نیست نمی توانم به او معنا ببخشم
|
|
+ نوشته شده در
86/04/11ساعت 11:20 توسط سینا |
|
|
First Paint lq-30na@yahoo.com Paint Boxes |
| Lyrics Of X-Ecutioner |
One minute you're on top
The next you're not Watch it drop Making your heart stop Just before you hit the floor One minute you're on top The next you're not Missed your shot Making your heart stop You think you won. and then its all gone |
| Unknown Meanings |
|
chuck schuldiner Syd Barrett دستهای بلند شده رو به آسمان Archive |
| PAST LyRiCs |
|
آذر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| METAL Bands Lyrics |
|
KhAk Anathema Metallica Evanescence System Of A Down Linkin Park Children Of Bodom SlipKnot P.O.D KoRn Ill Nino LoStProPhets MuDvayne HoobasTank ThRee Days Grace PinK FloYD KiOsK |
|
RSS
|